كنسرت محمدرضا لطفي و گروههاي سهگانه شيدا لغو شد
موسسهي فرهنگي و هنري «شيدا» از لغو كنسرت محمدرضا لطفي و گروههاي سهگانه شيدا خبر داد.
در اين اطلاعيه آمده است: « بدينوسيله به اطلاع علاقهمندان به موسيقي هنري ايراني ميرساند كه بهدليل پارهاي از مشكلات فني و نيز عدم توافق با مسوولين فرهنگسراي پايداري، موسسهي شيدا كنسرت گروههاي سهگانه را به تاريخ ديگري كه به اطلاع عموم خواهد رسانيد، موكول مينمايد.»
اين در حالي است كه پيش از اين قرار بود كنسرت گروههاي سهگانه شيدا به سرپرستي و آهنگسازي استاد محمدرضا لطفي 19 و 20 آذرماه سال جاري در فرهنگسراي «پايداري» تهران برگزار شود و گروه بازسازي «شيدا» نيز در يك بخش از برنامه آثاري از قدما را با صداي امير اثنيعشري اجرا كند.
در اين اطلاعيه آمده است: « بدينوسيله به اطلاع علاقهمندان به موسيقي هنري ايراني ميرساند كه بهدليل پارهاي از مشكلات فني و نيز عدم توافق با مسوولين فرهنگسراي پايداري، موسسهي شيدا كنسرت گروههاي سهگانه را به تاريخ ديگري كه به اطلاع عموم خواهد رسانيد، موكول مينمايد.»
اين در حالي است كه پيش از اين قرار بود كنسرت گروههاي سهگانه شيدا به سرپرستي و آهنگسازي استاد محمدرضا لطفي 19 و 20 آذرماه سال جاري در فرهنگسراي «پايداري» تهران برگزار شود و گروه بازسازي «شيدا» نيز در يك بخش از برنامه آثاري از قدما را با صداي امير اثنيعشري اجرا كند.
پخش صداي برخي افراد و برخي آهنگها در راديو ممنوع شد
پخش آهنگهاي برخي از خوانندگان و نيز برخي ترانهها به خاطر آنچه كه پارهاي از دلايل نامبرده ميشود در راديو ممنوع اعلام شده است .
در اين فهرست برخي خوانندگان به طور كلي از اينكه صدايشان در راديو پخش شود محروم شدهاند و نيز پخش برخي از آهنگها و ترانههاي تعدادي از خوانندگان نيز ممنوع شده است
در اين فهرست نام افرادي چون شاهين آرين، فريدون آسرايي، عليرضا افتخاري، مجيد اخشابي، عليرضا افشار، محمد اصفهاني، اسماعيلزاده، شهرام اميري، احسان خواجهاميري، پاكنيا، محمد خواجهاميري، مسعود خادم، حسين زمان، كوروس سرهنگزاده، ناصرعبدالهي، عليرضا عصار، فتحعلي اويسي، گلشن، علي لهراسبي، محمد نوري، كامبير افضلي و ..... به چشم ميخورد.
اين در حالي است كه بنا بر اظهارنظر قرباني مدير روابط عمومي مركز موسيقي سازمان صدا و سيما، كيومرث طهماسبي مدير اين مركز هيچ خبري راجع به موسيقي نميدهند و ضمنا دوست ندارند با هيچ خبرنگاري صحبت كنند
لينك خبر:
http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=90228
در اين فهرست برخي خوانندگان به طور كلي از اينكه صدايشان در راديو پخش شود محروم شدهاند و نيز پخش برخي از آهنگها و ترانههاي تعدادي از خوانندگان نيز ممنوع شده است
در اين فهرست نام افرادي چون شاهين آرين، فريدون آسرايي، عليرضا افتخاري، مجيد اخشابي، عليرضا افشار، محمد اصفهاني، اسماعيلزاده، شهرام اميري، احسان خواجهاميري، پاكنيا، محمد خواجهاميري، مسعود خادم، حسين زمان، كوروس سرهنگزاده، ناصرعبدالهي، عليرضا عصار، فتحعلي اويسي، گلشن، علي لهراسبي، محمد نوري، كامبير افضلي و ..... به چشم ميخورد.
اين در حالي است كه بنا بر اظهارنظر قرباني مدير روابط عمومي مركز موسيقي سازمان صدا و سيما، كيومرث طهماسبي مدير اين مركز هيچ خبري راجع به موسيقي نميدهند و ضمنا دوست ندارند با هيچ خبرنگاري صحبت كنند
لينك خبر:
http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=90228
گروه موسيقي سبز در سبز با مشكل تبليغاتي روبرو شده است
نام گروه ما سبز در سبز است و اين گروه سال هاي زيادي با اين نام فعاليت مي كند كه كنسرتي چند روز ديگر در تالار وحدت داريم ولي به خاطر وقايع اخير از اعلام نام گروه منع شده ايم.
آزاده حجت خواننده و سرپرست گروه موسيقي بانوان سبز در سبز در ادامه اين خبر افزود: در اين كنسرت كه 28 و 29 آبان در تالار وحدت برگزار ميشود به همراه نوازندگان گروهم متشكل از مينو قاسم پور (قانون)، پديده احرار نژاد (تار)، شيما بلوكيفر (كمانچه)، نازنين پدرثاني (تنبك)، آوا ايوبي (عود) و سارا مهرافشار (دف) در دو بخش به اجرا در مركبخواني ماهور و اصفهان خواهيم پرداخت.
وي ادامه داد: در اين كنسرت سعي داريم از طريق رديف حركت كنيم به طوري كه در هر گوشه يك آواز و قطعه سازي خواهيم داشت. همچنين نوع خواندن آواز با كنسرتهاي قبل متفاوت است چرا كه سعي كردم نوعي تنوع در اجرايم ايجاد كنم.
سرپرست گروه بانوان حجت با بيان اينكه من عاشق موسيقي هستم و پايبندي خاصي به قدما دارم در خصوص بازخواني قطعات قديمي بيان داشت: متاسفانه جذب مخاطب در اجراي كنسرتها به تبليغات برميگردد به طوري كه اگر تبليغات بسيار وسيع و گسترده باشد يك گروه متوسط هم مخاطب بسيار خواهد داشت.
حجت بيان كرد: كنسرت گروه بانوان آزاده حجت 28 و 28 آبان ساعت 15 در تالار وحدت برگزار ميشود.
وي در مورد بليط فروشي اين كنسرت توضيح داد: خانه موسيقي بليت كنسرت را با 20 در صد تخفيف براي اعضاي خانه موسيقي و دانشجويان ارائه ميدهد و ساير بلط ها در گيشه تالار وحدت به فروش خواهد رسيد.
آزاده حجت خواننده و سرپرست گروه موسيقي بانوان سبز در سبز در ادامه اين خبر افزود: در اين كنسرت كه 28 و 29 آبان در تالار وحدت برگزار ميشود به همراه نوازندگان گروهم متشكل از مينو قاسم پور (قانون)، پديده احرار نژاد (تار)، شيما بلوكيفر (كمانچه)، نازنين پدرثاني (تنبك)، آوا ايوبي (عود) و سارا مهرافشار (دف) در دو بخش به اجرا در مركبخواني ماهور و اصفهان خواهيم پرداخت.
وي ادامه داد: در اين كنسرت سعي داريم از طريق رديف حركت كنيم به طوري كه در هر گوشه يك آواز و قطعه سازي خواهيم داشت. همچنين نوع خواندن آواز با كنسرتهاي قبل متفاوت است چرا كه سعي كردم نوعي تنوع در اجرايم ايجاد كنم.
سرپرست گروه بانوان حجت با بيان اينكه من عاشق موسيقي هستم و پايبندي خاصي به قدما دارم در خصوص بازخواني قطعات قديمي بيان داشت: متاسفانه جذب مخاطب در اجراي كنسرتها به تبليغات برميگردد به طوري كه اگر تبليغات بسيار وسيع و گسترده باشد يك گروه متوسط هم مخاطب بسيار خواهد داشت.
حجت بيان كرد: كنسرت گروه بانوان آزاده حجت 28 و 28 آبان ساعت 15 در تالار وحدت برگزار ميشود.
وي در مورد بليط فروشي اين كنسرت توضيح داد: خانه موسيقي بليت كنسرت را با 20 در صد تخفيف براي اعضاي خانه موسيقي و دانشجويان ارائه ميدهد و ساير بلط ها در گيشه تالار وحدت به فروش خواهد رسيد.
خانه تجويدي به زودي تخريب ميشود
گيج شدهام. خانم صاحبخانه دستهايش را بالا ميبرد و هوا را هاشور ميزند : «اينجا را نگاه كن. اينجا سرتاسر قفسه كتابهاي استاد تجويدي بود كه شوكت خانم بعد از خريد خانه قفسهها را با خودشان بردند.»
«كجا»؟ آهان... آنجا توي حياط را ببين. كنار اين ايوان سرتاسر گلخانهاي بود كه اينطور كه همسرشان ميگفتند استاد نصف عمرشان را در ميان اين گلدانها ميگذراندند و خانم نميدانيد چقدر اينجا گلدان بود. سرتاسر حياط را هم پيچكها پوشانده بودند. اينقدر كه نميشد بهراحتي رفت توي حياط. خانه را كه خريديم مجبور شديم پيچكها را كوتاه كنيم. حالا ايستادهام وسط خانه استاد علي تجويدي در خيابان شيراز، كوچه حافظيه روي يكي از گلهاي قالي خانم صاحبخانه. گوشم پر شده از زمزمههاي گزارش دوستي در سالهاي نهچندان دور. در چهارشنبهاي كه تاريخش نوشته شده
12/ 8/ 1383: «همسرش ميگفت كه استاد ساعتها در اين اتاق تمرين ميكرد. روي هركدام از گلهاي قالي وسط اتاق ميايستاد و هر قطعه را پنج بار ميزد، بعد روي گل بعدي ميايستاد. اين كار هميشهاش بود. گاهي از صبح زود تا ساعت 2:30 بعدازظهر را مشغول تمرين يك يا دو قطعه بود. آنقدر ميزد تا بالاخره كار همان چيزي ميشد كه ميخواست.» سكوت در خانهاي كه تمام پردههايش كشيده، به تيك تاك ميدان داده. كارزار يكطرفه شده. در اتاق شخصي استاد با هلي كوچك گشوده ميشود؛ اتاقي دلتنگ سازي خوشنوا. اتاق مملو از اثاثيه يك اتاقخواب شيك براي بچههاست. نه سازي به ديوار آويزان و نه قابي قديمي. صداها در اين خانه لال شدهاند: «هر گوشه را كه نگاه ميكرديم به ياد يكي از استادان موسيقي ميافتاديم. سهتار استاد احمد عبادي، تنبك استاد تهراني، عكس مصدق روي كتابخانه، عكسهاي خان تجويدي پدر استاد كه از خوشنويسان برجسته قاجار است. قاب عكسهايي كه روي هم چيده و با پارچهاي سفيد پوشانده شدهاند كه از معرض آسيب به دور باشند و كه نيمي از دو اتاق بزرگ تودرتو.»خانم صاحبخانه توضيح ميدهد: «روي اين ديوار دري بود كه شيشههاي رنگي داشت. از آن شيشههاي خوشرنگ و لعاب كه قديميها در ساختمان كار ميكردند. چون فضا تنگ بود اين دو تا ديوار را خراب كرديم، اما به فضاي كلي خانه دست نزديم.»هيچ ماشيني در محوطه پاركينگ پارك شده. خاطره بي.ام.و قديمي تنها روي كفپوشها جا مانده است: «در كه باز شد، وارد پاركينگ كوچكي شديم كه خودروي بي.ام.و قديمي در آن پارك شده. اين اتومبيل استاد است كه سالها همينجا پارك شده، درست از زماني كه بيماري سراغش آمده.» صاحبخانه كنوني كه دلش نميخواهد اسمش توي روزنامهها بيايد خانه را به قيمت 900 ميليون تومان خريده و ميخواسته كل خانه را بكوبد كه شرايط مهيا نشده است. با اين حال خانم صاحبخانه ميگويد: «در اين خانه احساس خاصي دارم. گاهي در سكوت ميتوانم صداي ساز استاد را از در و ديوار بشنوم. انگار چيزي عجيب خارج از درك من روي در و ديوار اين خانه جريان دارد. اما تا چند ماه ديگر اين خانه را ميكوبيم و از آن چيزي باقي نخواهد ماند.»درخت كم بر و باري روبهروي در پاركينگ نشسته و پاييز را روي شاخههايش شانه ميكند. برگ به برگ. از قديم گفتهاند كه خانهاي كه فروختي، ديگر خود را صاحب آن ندان. با اين حال نميشود از روح استحاله شده خانه گذشت. خانهاي كه در سال 83 اتفاقات قشنگي در آن حادث شد: «وارد خانه شديم. خانه بوي سالهاي دهه 40 و 50 را ميداد. صندليها، قاب عكسها و وسايل خانه قديميتر بودند. احتمالا همان سالهاي جواني صاحبشان خريده شده بودند. استاد با لباس سپيد روي صندلي نشسته و با صبر و حوصله كلافگي ناشي از بيماري را تحمل ميكرد... .» از چراغ و آينه و ساعت در خانه خبري نيست. همانهايي كه استاد خيلي دوست داشت. نميتوانم زيرزمين خانه را ببينم. علي تجويدي سالهاي دراز صبح زود از خواب بلند ميشد و با يك چراغ نفتي به زيرزمين خانهاش ميرفت تا بدون ايجاد زحمت براي بچهها و بيدار كردن آنها ساز بنوازد. حالا همهچيز در هالهاي از سكوت و فراموشي فرو رفته است.«اولها ميدان شهدا زندگي ميكرد، ته يك كوچه خلوت، تاريك و آرام. در يك خانه دوستداشتني بين كارخانه برق و كارخانه مسلسلسازي. با شلوغ شدن اطراف ميدان شهداي فعلي، اطراف يكي از دههاي قديم تهران جايي شبيه ته شهر چند خانه ساخته شد كه به مردم امكان زندگي ميداد. علي تجويدي آرامش ميخواست. او به جايي حوالي ميدان شيراز فعلي نقل مكان كرد.»
حالا از آرامشي كه او ميخواست در اطراف خانهاي كه ديگر صاحبش هم نيست، خبري نيست. ساختمانهاي بلند چند طبقه خانه را احاطه كردهاند و از گلخانهاي كه گلدانهايش را بردهاند هم جز خاطرهاي، چيزي باقي نمانده. در حياطي با درختچههاي گليخ و خرمالو. در كوچه بلبلها شدهاند ديلماج. صداي ترافيك تهران را به آواز ترجمه ميكنند و خانمي كه هنگام پيدا كردن آدرس از پشت آيفون با لهجه غليظ گفته بود:
I don't know farsi. آمده كنار در و نگاه ميكند كه از پشت نردههاي كنار در پاركينگ قهوهايرنگ خاطره كدام خاطره را زنده ميكنم.در كوچه حافظيه ديگر كسي علي تجويدي را نميشناسد.
لينك خبر:
کنسرت پریسا در سوئد
"پریسا" (فاطمه واعظی)، خواننده نامدار ایرانی، جمعهشب (30 اکتبر)، در "جشنواره بینالمللی موسیقی عرفانی" در سالن بزرگ مرکز کنسرت شهر اپسالا در سوئد برای ایرانیها و سوئدیهای علاقهمند به آواز سنتی ایران هنرنمایی کرد.
این کنسرت که با همکاری "فرهنگسرای پویا" در پاریس به مدیریت هنرمند ایرانی "عباس بختیاری"، سازماندهی شده بود، با پیشدرآمدی در دستگاه شور و با نوازندگی "ایمان وزیری" با تار، "احسان ذبیحی" با کمانچه و "دارا افراز" با تمبک، آغاز شد.
"پریسا"، 16 قطعه آوازی و تصنیف از جمله "ضربی و نصیرخانی"، "برداشتی از شکسته"، "شمس و قمرم آمد"، "چه دانستم"، "مطربا نرمک بزن"، "من غلام قمرم" و "همه هست آرزویم" را همراه با گروه همراه خود، برای مشتاقان سوئدی و ایرانی در سالن خواند.
تعدادی از این آوازها و تصنیفها پیش از این در آلبوم" سادگی" منتشر شده بود. این آلبوم، کار مشترکی از پريسا و ايمان وزيرى است که سال گذشته در آلمان منتشر شد.
این هنرمند زاده شهسوار که به زودی 60 ساله میشود، با همان توان و هنرمندی سالهای اوج هنری خود، در جشنواره بینالمللی موسیقی عرفانی شرکت کرده بود و علاقهمندان ایرانی و غیر ایرانی موسیقی سنتی ایران، استقبال خوبی از کنسرت او کردند.
وی آوازها و تصنیفهای خود را در دو بخش "ابوعطا" و "ماهور" ارائه کرد: سه تصنیف و چهار تکخوانی در مایه ابوعطا، و پنج تصنیف و چهار تکخوانی در دستگاه ماهور.
به عقیده پریسا، امروز هنرمندان ایرانی با چنگ و دندان دارند موسیقی سنتی ایران را حفظ میکنند.
این هنرمند معتقد است که "موسیقی ایرانی موسیقی جهانی است چراکه عرفان مستتر در آن، مسئلهای جهانی است."
تمامی شعرهای کنسرت پریسا نیز از میان سرودههای " جلالالدین مولانا" انتخاب شده بودند. پریسا با توجه به رویکرد و نگاه عرفانی خود در موسیقی، در بیشتر آوازهایی که تا به امروز خوانده از شعرهای "حافظ"، "مولانا"، "سعدی"، "شیخبهایی"، "نظامى"، "عراقى"، "عطار" و "نياز جوشقانى" بهره گرفته است.
فعالیتهای پریسا در سالهای بعد از انقلاب، به دلیل دگرگونیهایی که در سیاست فرهنگی کشور روی داد و بهویژه محدودیتهایی که برای زنان هنرمند ایجاد شد، به ناگزیر متوقف شد تا اینکه 16 سال بعد، فعالیت دوباره خود را در زمینه آوازخوانی با اجرای کنسرت در خارج از کشور آغاز کرد. سه سال پیش از این تاریخ نیز او شروع به تعلیم آواز به زنان علاقهمند کرده و همین باعث شده بود تا دوباره به دنیای حرفهای گذشتهاش پیوند یابد.
جدا شدن از دنیای هنر برای این هنرمند پرآوازه که در خانوادهای هنردوست به دنیا آمده و از دوران نوجوانی کار خود را آغاز کرده بود آسان نبود. چراکه او درواقع با موسیقی بزرگ شده بود.
پریسا فعالیت مستمر و جدی در حیطه آواز را از دوران دبیرستان و شرکت در مسابقههای سراسری مدارس ایران آغاز کرده بود. "محمود كريمى" (1306- 1363) که در هیئت داوران این مسابقهها حضور داشت، نخستین استاد آواز او بهشمار میآید. وی دستگاهها و رديف موسيقى سنتى را به پریسا میآموزد و بعد از دو سال هنرمند جوان را برای فعالیت در زمینه موسیقی سنتی ایران به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفى میکند.
پریسا بین سالهاى 1347 تا 1352 به واسطه کار در وزارتخانه فرهنگ و هنر وقت، چند برنامه همراه با گروههای مختلف هنری در تلویزیون اجرا میکند و در شهرهای ایران و همچنین در خارج از کشور، به اجرای کنسرت میپردازد. از آن جمله، اجرای 40 كنسرت در 40 شهر فرانسه براى معرفىموسيقى سنتى ايران به علاقهمندان موسیقی خاورمیانه است.
این خواننده از سال 1352 تا 1357 نیز در مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى، فعالیت میکند که وابسته به سازمان راديو و تلويزيون بود و توسط "داريوش صفوت" از استادان بهنام موسیقی سنتی ایران، پايهگذاری شده بود. در این دوران، وی با استاد "عبدالله دوامى" (1359- 1270 خورشیدی) و سبك اجراى تصنيفهاى قديمى و آواز سنتى آشنايى پيدا میکند. از جمله فعالیتهای متعدد پریسا در این دوره، شرکت در «جشنواره موسيقى آسيا» در كشور ژاپن در میانه سال 1357 بود.
آخرین کنسرت پریسا در سالهای قبل از انقلاب در جشن هنر شیراز برگزار شد. سال 1357 آخرين سالِ از دوره نخست فعاليت حرفهاى وی بود. سپس دوران توقف فعالیت هنری او آغاز میشود. توقفی که تا سال 1370 ادامه مییابد. در این سال، مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى، از پریسا دعوت میکند تا برای تعلیم آواز سنتی ایران به زنان شروع به فعالیت کند.
وی حدود چهار سال با این مركز همكارى میکند تا این كه پس از گذشت 16 سال از انقلاب 1357، در سال 1374 با گروهى عازم سفر خارج از كشور میشود و كنسرتهايى در چند كشور اروپايى اجرا میكند. پس از بازگشت از سفر، همكارى پریسا با مركز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی قطع میشود و از این مقطع به بعد به تعلیم خصوصی آواز به زنان علاقهمند در داخل و اجرای کنسرت در اروپا و امریکا میپردازد.
وی تا به امروز در دهها کنسرت و جشنواره در حدود 30 کشور جهان، چون امریکا، کانادا، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، سوئد، دانمارک، نروژ، بلژیک، مراکش، هلند، انگلیس، فنلاند، سوئیس، اقغانستان و پاکستان حضور داشته است.
از پریسا تا به امروز چند سیدی منتشر شده است. به جز آلبوم "سادگى"، دو آلبوم "گل بهشت" (همراه با گروه دستان، 2005) و "شوریده" (همراه با گروه دستان، 2003) از این جملهاند.
علاوه بر اینها چند اجرای زنده این هنرمند نیز به شکل سیدی منتشر شده است. از جمله "آواهاى جهان، هنر آواز كلاسيك ايران" (1993، تهيهكننده: JVC)، که مربوط به آخرين اجراى پريسا در جشنواره "هنرهای سنتی نمایشی آسیا" در سال 1978 در ژاپن است و آخرین کار او در سالهای قبل از انقلاب سال 1357 به شمار میرود
"شرح عشق، نوا" و "شرح عشق، اصفهان" (1999، اجراى زنده در تور آمريكا)، "شرح عشق" (1998، اجرای زنده در تور اروپا) و "بازآمدم" (1995، اجراى زنده در لندن) از جمله سیدیهای او در زمینه ضبط اجرای زنده هستند.
ترافیک موسیقایی در تهران با سالن های نیمه خالی
پنجشنبه و جمعه گذشته تالارهای تهران با برگزاری چهار برنامه کنسرت، موسیقایی ترین شب های امسال خود را در هفت ماه گذشته پشت سر گذاشتند.
به گزارش خبرنگار مهر، گروه موسیقی کردی ژوانا به سرپرستی سعدالله نصیری که از 15 مهر در تالار وحدت به روی صحنه رفته بود شب گذشته آخرین اجرای خود را برگزار کرد. البته به گفته سعدالله نصیری به دلیل دیر دریافت کردن مجوز برگزاری کنسرت، گروه ژوانا نتوانستند تبلیغات مناسبی برای جذب مخاطب داشته باشند و همین موضوع باعث شد تا بخش قابل توجهی از صندلی های سالن در هر سه شب خالی بماند.
ارکستر بزرگ کودکان ارف به سرپرستی مسعود نظر نیز به مناسبت روز جهانی کودک کنسرتی را 16 مهر ماه از ساعت 30/17 در تالار وحدت به روی صحنه برد. نوازندگان این کنسرت را کودکان و نوجوانان 4 تا 15 ساله به همراه تعدادی از مربیان شان تشکیل می دادند که در نوع خود جالب توجه بود.
گروه نوای مخالف دیگر گروهی بود که پنجشنبه و جمعه این هفته برای شهروندان تهرانی به روی صحنه رفت. برنامه این گروه که از ساعت 20 در سالن رودکی به روی صحنه رفت با وجود کیفیت مناسبی که داشت اما آن گونه که باید و شاید پر مخاطب نبود. کنسرت گروه نوای مخالف به سرپرستی مسعود نجفی در آوازهای ابوعطا و اصفهان به روی صحنه رفت و اجرایی قابل قبول را به نمایش گذاشت تا نشان دهد چرا در بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر(سال 87) رتبه سوم بخش گروه نوازی را به دست آورده بود.
گروه موسیقی فاصله به سرپرستی آرش قاسمی نیز قطعاتی تلفیقی را با استفاده از موسیقی راک، پاپ و بلوز و همچنین موسیقی خراسان از 14 تا 16 مهر ماه در تالار بتهون خانه هنرمندان به روی صحنه برد.
هر چند بخش اعظمی از سالن های کنسرت در این اجراها آن هم در ابر شهری چون تهران خالی ماند اما شنیده شدن صدای موسیقی آن هم در شرایطی که نیمه اول امسال یکی از کم برنامه ترین سال ها برای اهالی موسیقی بوده است جای امیدواری دارد.
استاد ذوالفنون در دانشگاه ایندیانا
جلال ذوالفنون که برای برگزاری چند کنسرت راهی امریکا شده بود مدتی است که در دانشگاه ایندیانا به تدریس موسیقی شرق مشغول شده است.
عضو گروه ذوالفنون با بیان این مطلب گفت: مرداد ماه امسال جلال ذوالفنون برای شرکت در فستیوال موسیقی "سیتوریت" که به موسیقی اقوام و فرهنگ های جاده ابریشم اختصاص دارد راهی امریکا شد و پس از برگزاری چند کنسرت به دعوت دانشگاه ایندیانا برای یک ترم پذیرفت تا در این دانشگاه به تدریس موسیقی شرق بپردازد.
آرش زنگنه در ادامه افزود: ترم تحصیلی دانشگاه ایندیانا دی ماه تمام می شود و ذوالفنون بلافاصله برای اجرای چند برنامه احتمالی دیگر راهی ایران خواهد شد.
یاد آور می شود تیر ماه امسال نیز آلبومی با عنوان"سیم آخر" از جلال ذوالفنون راهی بازار شد که در آن این سه تار نواز با استفاده از مکتب ذوالفنون و بداهه پردازی های گروهی قطعاتی را با صدای مرتضی فلاحتی ضبط و منتشر کرده بود
«گرگينزاده» خالق «بردي از يادم» درگذشت
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، مصطفي گرگين زاده آهنگساز و نوازنده ترومپت صبح امروز به علت بيماري در گذشت.
اين آهنگساز كه مدتي پيش به بيماري سرطان مبتلا شده بود كه صبح امروز در منزل خود دار فاني را وداع گفت.
مصطفى گرگينزاده در سال 1301 خورشيدى، در محله قديمي درخونگاه تهران متولد شد.وي پس از اتمام دوره تحصيلات ابتدايى كه در دبستان هدايت به پايان برده بود، وارد موزيك ارتش گرديد.اين نوازنده سازهاي بادي، اوايل سال 1326 با مرحوم مهدى خالدى آشنا شد و به پيشنهاد وي كه سرپرستي اركستر راديو را برعهده داشت به همكارى پرداخت.
وي طي دوران فعاليت هنري خود با هنرمنداني در عرصه موسيقي از جمله ابراهيمخان منصورى، مهدى خالدى، حبيباللَّه بديعى، لطفاللَّه مجد، على تجويدى حسين تهرانى و ...همكارى داشته است.
از آثار گرگين زاده ميتوان به قطعه «بردي از يادم» اشاره كرد.
تکرار «صداي سخن عشق» ناظري پس از 30 سال
آلبوم صداي سخن عشق کاري از شهرام ناظري و کيخسرو پورناظري (گروه شمس) با تنظيم جديد منتشر شد. اين مجموعه شامل دو سي دي است؛سي دي اول، آلبوم منتشرشده در اواخر دهه 50 است که پس از 30 سال بازسازي و مسترينگ جديد شده است. در آلبوم اول بزرگاني چون خليل عالي نژاد تنبور نواخته اند. سي دي دوم همنوازي دوباره از اعضاي کنوني گروه شمس است که با اضافه شدن سازهاي جديد و ميکس تازه منتشر شده است. سازهاي مورد استفاده در تنظيم جديد آلبوم صداي سخن عشق بينز، کوزه، دمام و سازهاي کوبه يي ديگر است. شنيدن همزمان دو مجموعه با تنظيم هايي به فاصله 30 سال در روزهايي که همه چيز از سياست گرفته تا هنر بويي از تکرار دارد، جالب مي نمايد.
بي خبري دولت از روز بزرگداشت مولانا
در حالي که روز بزرگداشت مولانا در جهان به عنوان يکي از روزهاي باارزش فرهنگي از درجه يي بسيار بالا برخوردار است اما دولت محمود احمدي نژاد مطابق سال هاي پيشين از برگزاري کوچک ترين جشني در بزرگداشت يکي از بزرگ ترين شاعران دنيا دريغ مي ورزد و در همين همسايگي کشور دوست و برادر ترکيه (که از قضا پيشنهاد نامگذاري و تعيين نامي براي مولانا را هم او مطرح کرده نه ايران) در قونيه مراسمي پرزرق و برق برپا و از سراسر جهان گروه هاي موسيقي را دعوت مي کند تا رفته رفته همه دنيا نام مولانا را در کنار نام ترکيه به خاطر آورند. بد نيست بدانيم يگانه بزرگداشتي هم که در ايران برگزار شد از سوي موسسه غيردولتي «مجمع خويي ها» در شهرستان خوي و در کنار منار شمس تبريزي برپا شد. حسام الدين سراج هم در همان روز به دانشگاه آزاد همان شهر سفر کرد تا در سالني تقريباً غيرقابل استفاده و غيراستاندارد براي موسيقي در بزرگداشت مولانا کنسرت بدهد.
روزنامه اعتماد ملی تبرئه شد.تحليل روز و آرمان توقيف شد..
پس از رسیدگی به شكایت مشایی از روزنامه اعتماد ملی هیئت منصفه با اكثریت رای به تبرئه این روزنامه داد
اسماعیل گرامیمقدم در گفتگو با خبرنگار ایلنا از برگزاری دادگاه روزنامه اعتماد ملی در روز دوشنبه خبر داد و گفت: در این دادگاه به اتهام شكایت رحیم مشایی از روزنامه اعتماد ملی كه در سال 86 نسبت به مقالهای با عنوان ”هر روز یك انتصاب” طرح شده بود رسیدگی و پس از دفاعیات حقشناس مدیر مسئول این روزنامه و بررسیهای هیات منصفه با اكثریت آراء رای به تبرئه روزنامه در قبال شكایت مسئول وقت سازمان جهانگردی داده شد
وی افزود با توجه به اینكه شكایاتی از این دست نسبت به این روزنامه مطرح است مقرر شد كه بهزودی جلسهای برگزار و همه
شكایات نیز در یك جلسه بررسی شود و شرایط به نحوی رقم بخورد كه روزنامه در آینده نزدیك چاپ شود.
مهر: روزنامه محلی تحليل روز چاپ شيراز لغو امتياز شد. اين روزنامه در بهمن ماه 85 در شيراز کار خود را آغاز کرد و ششمين روزنامه محلی اين شهر نيز محسوب می شد.
شكایات نیز در یك جلسه بررسی شود و شرایط به نحوی رقم بخورد كه روزنامه در آینده نزدیك چاپ شود.
مهر: روزنامه محلی تحليل روز چاپ شيراز لغو امتياز شد. اين روزنامه در بهمن ماه 85 در شيراز کار خود را آغاز کرد و ششمين روزنامه محلی اين شهر نيز محسوب می شد.
تحليل روز يکی از روزنامه های اصلاح طلب شيراز به شمار می رفت که سردبيری و مديريت آنرا "بهمن حاجات نيا" برعهده داشت.
اين روزنامه شامگاه دوشنبه در شماره 756 خود به حکم هيئت نظارت بر مطبوعات توقيف شد
ايلنا : هيات نظارت بر مطبوعات حكم توقيف روزنامه آرمان روابط عمومى را صادر كرد.
ايلنا : هيات نظارت بر مطبوعات حكم توقيف روزنامه آرمان روابط عمومى را صادر كرد.
دبير سياسى روزنامه آرمان روابط عمومى ضمن اعلام اين خبر گفت:طبق نمابرى كه از سوى هيات نظارت بر مطبوعات براى روزنامه ارسال شد،اين هيات در جلسه امروز خود حكم توقيف روزنامه آرمان را صادر كرد.
گفتنى است روزنامه آرمان روابط عمومى به مدير مسئولى هوشمند سفيدى در دور جديد خود با تيراژ بسيار بيشتر از دوره قبل منتشر ميشد.
"صدای اکثریت خاموش" در گذشت...
آمریکای لاتین یکی از سرشناس ترین و محبوب ترین خوانندگان خود را از دست داد.
او در کنار برخی دیگر خوانندگان سرشناس آمریکای لاتین همچون ویکتور خارا، ویولتا پارا، ویکتور اردیا و آلفردو زیتاروسا از شخصیت های کلیدی جنبش "ترانه نو" (Nuevo Cancionero) بود که در دهه 60 و 70 میلادی تفکرات چپ گرایانه را با موسیقی و شعر درآمیختند و به این وسیله اعتراض خود را به سیاست های مشت آهنین حکومت های وقت منطقه و نقض حقوق بشر و آزادی های مدنی توسط آنها ابراز کردند.
از مشهورترین آثار مرسدس سوسا در این دوره می توان به آلبوم "Hasta la Victoria" (تا پیروزی) اشاره کرد که عرضه شدن آن در سال 1972 یکی از مهمترین تحولات هنری سوسا بود؛ در آن دوره در هم آمیختن سیاست و موسیقی امری پرخطر به شمار می رفت و این مسئله از جمله باعث شد تا ویکتور خارا پس از کودتای نظامی سال 1973 شیلی دستگیر، شکنجه و اعدام شود.
نسخه ای که مرسدس سوسا از آهنگ "Gracias a la Vida" (تشکر از زندگی) خواند، در دهه 70 و 80 به سرود اصلی فعالان چپ بدل شد و از جمله عواملی بود که به بازداشت این خواننده در میانه یک کنسرت توسط حکومت نظامی آرژانتین در سال 1979، ممنوع اعلام شدن پخش آثارش از سوی دولت آرژانتین و تبعید اجباری او به اروپا منجر شد.
او در سال 2007 در مصاحبه ای با خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت در آن زمان از سوی تشکل Triple A تهدید به مرگ شده بود؛ این تشکل که در واقع یک جوخه مرگ راست گرا محسوب می شد، در حین دوره حکومت نظامیان در آرژانتین بین سال های 1976 تا 1983 فعالیت می کرد و افراد مظنون به مخالفت با دولت را مورد ارعاب قرار می داد.
شکیرا (راست) از خوانندگانی بود که موقعیت همنوایی با مرسدس سوسا را یافت
مرسدس سوسا در ماه های آخر حکومت دیکتاتوری آرژانتین که در جریان آن ده ها هزار نفر در سرکوب فعالان چپ به دست دولت کشته شدند، دوباره به کشورش بازگشت و گرچه در نهایت حکومت های نظامی در آمریکای لاتین، یکی پس از دیگری کنار رفتند، اما این خواننده با خواندن از مسائلی جهانی همچون جنگ، فقر، عشق و از دست دادن عزیزان، محبوب باقی ماند.
او که بیش از 40 آلبوم عرضه کرد، در سال 1994 در کلیسای سیستین (مقر رسمی اقامت پاپ، رهبر مسیحیان کاتولیک جهان، در واتیکان) آواز خواند و در سال 2002 در کارنگی هال در نیویورک و در تماشاگاه باستانی کلوسیوم شهر رم همراه با ری چارلز، از مشهورترین نوازندگان پیانو، برنامه اجرا کرد.
خانم سوسا سفیر حسن نیت سازمان ملل متحد نیز بود و همراه با ستارگانی همچون لوچیانو پاواروتی، استینگ، و جون بائز خوانده بود.
او بخاطر فعالیت های هنری خود و همچنین فعالیت های بشر دوستانه اش به ویژه در امر دفاع از حقوق زنان جوایز بین المللی متعددی را دریافت کرد و از جمله در عرصه هنر در سال های 2000، 2003 و 2006، جایزه گرمی لاتین بهترین آلبوم فولکلور سال را دریافت کرد.
آلبوم اخیر او که "Cantora" نام دارد و مجموعه ای است از تصنیف های کلاسیک فولکلور آمریکای لاتین و با کمک خوانندگانی همچون شکیرا، فیتو پائز و خواکین سابینا خوانده شده نیز نامزد دریافت جایزه گرمی در سال جاری است که مراسم آن در ماه نوامبر برگزار می شود
شکیرا با انتشار بیانیه ای در باره مرسدس سوسا گفت: "او بزرگترین صدا و بزرگترین قلب را برای درک رنج مردم داشت."
در این بیانیه آمده است سوسا "صدای برادرانش در روی کره خاکی بود که پرچم موسیقی رنج و عدالت را برافراشتند.
هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا هم درباره این خواننده گفت: "او زندگی ما را روشن کند."
آقای چاوز افزود: "ممکن است جسم او در میان ما نباشد اما مرسدس هنوز هم با ماست."
اشتراک در:
پیامها (Atom)



